نمونه جلب دادگاه با مهر دادگستری: راهنمای کاربردی

جلب دادگاه نمونه مهر دادگستری

«جلب» در نظام قضایی ایران ابزاری قانونی برای تضمین حضور افراد در مراجع قضایی است و می تواند برای متهم، شاهد یا محکوم علیه صادر شود. این فرآیند، که با تأیید و مهر دادگستری رسمیت می یابد، به کشف حقیقت و اجرای عدالت کمک شایانی می کند و برای هر فردی که با آن سروکار پیدا می کند، درکی عمیق از آن ضروری است.

هر فردی ممکن است در طول زندگی خود، خواسته یا ناخواسته، درگیر پرونده های قضایی شود. در چنین شرایطی، شنیدن واژه «جلب» می تواند نگرانی هایی را به همراه داشته باشد. اما جلب تنها یک واژه حقوقی نیست؛ بلکه ابزاری قدرتمند در دست عدالت است تا از فراز و نشیب های پرونده ها عبور کند و مسیر را برای کشف حقیقت هموار سازد. گاهی اوقات این جلب برای متهمی است که قصد فرار دارد، گاهی برای شاهدی که حضورش برای روشن شدن ابعاد ماجرا حیاتی است و گاهی برای محکوم علیه ای که از اجرای حکم قطعی سر باز می زند. در تمام این موقعیت ها، اهمیت یک راهنمای جامع و دقیق که با زبانی ساده، اما عمیق، تمامی زوایای این مفهوم حقوقی را روشن کند، بیش از پیش احساس می شود. این مقاله می کوشد تا با تکیه بر دانش حقوقی و تجربه عملی، به منبعی قابل اعتماد برای تمامی کسانی تبدیل شود که در جستجوی درکی جامع از جلب و نحوه تنظیم درخواست های مربوط به آن هستند، آن هم با همان اعتبار و رسمیتی که مهر دادگستری بر اسناد می بخشد.

جلب متهم در پرونده های کیفری: مفهوم، شرایط و نمونه درخواست

در پیچ وخم های پرونده های کیفری، حضور متهم برای پیشبرد تحقیقات و دادرسی از اهمیت بالایی برخوردار است. «جلب متهم» یکی از روش هایی است که مراجع قضایی برای اطمینان از این حضور، به آن متوسل می شوند. این فرآیند، که با قواعد و مقررات خاصی همراه است، برای افراد درگیر در پرونده، چه شاکی و چه خود متهم، می تواند پر از ابهام باشد. آشنایی با جزئیات این روند، به درک بهتر چگونگی اجرای عدالت کمک می کند.

جلب متهم چیست و چرا صادر می شود؟

جلب متهم به معنای دستور مراجع قضایی برای دستگیری و انتقال اجباری فردی است که در مظان اتهام قرار گرفته، به منظور حضور در دادسرا یا دادگاه. این دستور معمولاً زمانی صادر می شود که فرد علی رغم احضار قانونی، بدون عذر موجه در مراجع قضایی حاضر نشده باشد، یا شرایط خاصی وجود داشته باشد که نیاز به حضور فوری او را ایجاب کند. هدف اصلی از جلب، جلوگیری از فرار متهم، تبانی با دیگران، از بین بردن دلایل جرم و اطمینان از پیشرفت عادلانه پرونده است. این اقدام قانونی، تضمین می کند که هیچ پرونده ای به دلیل عدم حضور فردی که باید پاسخگو باشد، معلق نماند. در واقع، جلب حلقه تکمیل کننده احضار است و زمانی به کار گرفته می شود که احضار عادی نتواند هدف نهایی را محقق سازد.

شرایط و موارد قانونی صدور دستور جلب متهم

صدور دستور جلب متهم، یک اقدام جدی و مستلزم رعایت دقیق موازین قانونی است. این دستور در هر شرایطی قابل اجرا نیست و قانون گذار برای آن، شرایط خاصی را پیش بینی کرده است تا از حقوق و آزادی های فردی محافظت شود. بررسی این شرایط به ما کمک می کند تا درک بهتری از نحوه عملکرد نظام قضایی در این زمینه داشته باشیم.

جلب پس از احضار و عدم حضور

یکی از رایج ترین دلایل صدور دستور جلب، عدم حضور متهم پس از ابلاغ صحیح احضاریه است. ماده ۱۷۹ قانون آیین دادرسی کیفری به صراحت بیان می دارد که اگر متهمی بدون عذر موجه در موعد مقرر حاضر نشود یا عذر موجه خود را به مرجع قضایی اعلام نکند، به دستور بازپرس جلب می شود. فرآیند احضار شامل ارسال احضاریه ای است که حاوی مشخصات متهم، تاریخ، ساعت، محل حضور، علت احضار و نتیجه عدم حضور است (ماده ۱۷۰ قانون آیین دادرسی کیفری). قانون، برخی از موارد را به عنوان عذر موجه برای عدم حضور برشمرده است، از جمله بیماری خود متهم یا بستگان درجه یک، فوت نزدیکان، وقوع حوادث قهری مانند سیل و زلزله، یا توقیف و حبس بودن متهم (ماده ۱۷۸ قانون آیین دادرسی کیفری). در صورتی که عذر موجهی وجود داشته باشد و بازپرس آن را بپذیرد، متهم مجدداً احضار می شود و در غیر این صورت، دستور جلب صادر خواهد شد. این تدابیر نشان دهنده توازن بین لزوم حضور متهم و احترام به شرایط خاص او است.

جلب مستقیم (بدون احضاریه)

در برخی شرایط، بازپرس می تواند بدون نیاز به ارسال احضاریه اولیه، مستقیماً دستور جلب متهم را صادر کند. این موارد که در ماده ۱۸۰ قانون آیین دادرسی کیفری برشمرده شده اند، اغلب به دلیل فوریت، خطرات احتمالی یا عدم دسترسی به متهم است:

  • در مورد جرایمی که مجازات قانونی آنها سلب حیات، قطع عضو و یا حبس ابد است.
  • هرگاه محل اقامت، محل کسب و یا شغل متهم معین نباشد و اقدامات بازپرس برای شناسایی نشانی وی به نتیجه نرسد.
  • در مورد جرایم تعزیری درجه پنج و بالاتر در صورتی که از اوضاع و احوال و قرائن موجود، بیم تبانی یا فرار یا مخفی شدن متهم برود.
  • در مورد اشخاصی که به جرایم سازمان یافته و جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی متهم باشند.

این موارد استثنایی هستند و تأکید بر آن است که بدون دلیل کافی برای توجه اتهام، کسی نباید احضار یا جلب شود (ماده ۱۶۸ قانون آیین دادرسی کیفری).

نحوه تنظیم و ارائه درخواست جلب متهم به بازپرس

برای درخواست جلب متهم، شاکی یا وکیل او باید لایحه یا دادخواستی را به بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب که مسئول رسیدگی به پرونده است، ارائه دهد. این درخواست باید با دقت و حاوی اطلاعات کلیدی باشد تا بازپرس بتواند تصمیم مقتضی را اتخاذ کند. در متن درخواست، باید مشخصات کامل شاکی (یا وکیل)، مشخصات متهم (در صورت اطلاع)، شماره پرونده، و شرح مختصری از واقعه جرم و دلایل درخواست جلب به صورت واضح و منطقی بیان شود. مهم است که علت درخواست جلب، اعم از عدم حضور پس از احضار یا وجود یکی از شرایط جلب مستقیم، به روشنی ذکر شود. گاهی نیاز است که شاکی ضمن درخواست جلب، مجوز ورود به مخفیگاه متهم را نیز درخواست کند.

نمونه دادخواست/درخواست جلب متهم

تنظیم یک دادخواست یا درخواست صحیح و کامل، می تواند نقش مهمی در تسریع روند رسیدگی ایفا کند. در اینجا یک نمونه ساختاری از دادخواست جلب متهم ارائه می شود که می تواند به عنوان یک الگو برای متقاضیان مورد استفاده قرار گیرد. البته، هر پرونده دارای جزئیات خاص خود است و تنظیم دقیق نهایی باید با مشورت وکیل انجام شود.

نمونه درخواست جلب متهم (کیفری)

بسمه تعالی

ریاست محترم شعبه [شماره شعبه] بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب [نام شهرستان/بخش]

با سلام و احترام،

احتراماً به استحضار می رساند:

اینجانب [نام و نام خانوادگی شاکی/وکیل] فرزند [نام پدر] به شماره ملی [کد ملی]، به نشانی [آدرس کامل]، شاکی پرونده کلاسه [شماره کلاسه پرونده] مطروحه در آن شعبه محترم هستم.

متهم پرونده، آقای/خانم [نام و نام خانوادگی متهم] فرزند [نام پدر متهم] به نشانی [آدرس متهم در صورت اطلاع]، با وجود ابلاغ قانونی احضاریه به شماره [شماره احضاریه] مورخ [تاریخ احضاریه]، بدون عذر موجه در موعد مقرر [تاریخ موعد مقرر] در آن مرجع محترم حاضر نگردیده است.

(یا در صورت جلب مستقیم: با توجه به اینکه متهم مرتکب جرم [نوع جرم] شده است که مجازات قانونی آن [ذکر مجازات مربوط به جلب مستقیم، مثلاً سلب حیات، قطع عضو، حبس ابد، یا تعزیری درجه پنج و بالاتر و بیم فرار/تبانی] می باشد و یا محل اقامت ایشان نامعلوم است و اقدامات قبلی نتیجه نداده است،)

لذا با استناد به ماده ۱۷۹ (یا ماده ۱۸۰ در صورت جلب مستقیم) قانون آیین دادرسی کیفری، از محضر محترم جنابعالی استدعا دارد دستور جلب نامبرده را جهت حضور و انجام تحقیقات قضایی به مأمورین محترم نیروی انتظامی [نام ناحیه یا کلانتری مربوطه] صادر فرمایید.

ضمناً در صورت لزوم و وجود قرائن مبنی بر مخفی شدن متهم در محل سکونت یا کار [آدرس مخفیگاه در صورت اطلاع]، مستدعی است مجوز ورود به مخفیگاه را نیز به مأمورین محترم اعطا فرمایید.

پیشاپیش از بذل توجه و دستورات مقتضی حضرتعالی کمال تشکر را دارم.

با احترام،

[نام و نام خانوادگی شاکی/وکیل]

تاریخ: [تاریخ]

امضاء:

فرآیند اجرایی پس از صدور دستور جلب متهم

پس از اینکه بازپرس دستور جلب متهم را صادر کرد، این دستور به صورت یک برگه جلب (ماده ۱۸۱ قانون آیین دادرسی کیفری) به ضابطین قضایی (معمولاً نیروی انتظامی) ابلاغ می شود. ضابطین قضایی موظف اند متهم را جلب و او را تحت الحفظ نزد بازپرس حاضر کنند. برگه جلب باید حاوی مشخصات متهم و علت جلب باشد. قانون بر سرعت عمل در این مرحله تأکید دارد؛ به طوری که جلب متهم، به استثنای موارد ضروری، باید در روز انجام شود و در همان روز، بازپرس یا قاضی کشیک باید وضعیت متهم را تعیین تکلیف کند (ماده ۱۸۳ قانون آیین دادرسی کیفری). متهم پس از جلب، نباید بیش از ۲۴ ساعت بدون شروع تحقیقات یا تعیین تکلیف، تحت نظر قرار گیرد، در غیر این صورت، این اقدام بازداشت غیرقانونی محسوب می شود (ماده ۱۸۹ قانون آیین دادرسی کیفری). این مراحل، تضمینی برای رعایت حقوق متهم و جلوگیری از بازداشت های بی دلیل و طولانی مدت است.

جلب شاهد یا مطلع در پرونده های کیفری: شرایط و نمونه درخواست

در بسیاری از پرونده های کیفری، شهادت شاهدان و اظهارات مطلعان می تواند نقش کلیدی در کشف حقیقت و رسیدن به عدالت ایفا کند. اما گاهی اوقات، شاهد یا مطلعی که حضورش برای پرونده حیاتی است، به دلایل مختلف از حضور در مرجع قضایی خودداری می کند. در چنین شرایطی، قانون گذار ابزاری به نام «جلب شاهد یا مطلع» را پیش بینی کرده است. درک تفاوت های جلب شاهد با جلب متهم و شرایط خاص آن، برای هر فردی که درگیر این فرآیند می شود، ضروری است.

جلب شاهد/مطلع: ضرورت حضور در مقابل اختیار ادای شهادت

در نظام حقوقی ایران، هرچند ادای شهادت و اقرار اجباری نیست و طبق اصل ۳۸ قانون اساسی ممنوع است، اما حضور شاهد یا مطلع در مرجع قضایی پس از احضار، یک تکلیف قانونی است. جلب شاهد یا مطلع به دلیل عدم رعایت همین دستور حضور از سوی مرجع قضایی است، نه اجبار به شهادت. به عبارت دیگر، مراجع قضایی نمی توانند کسی را مجبور به شهادت کنند، اما می توانند او را برای حضور در دادگاه یا دادسرا جلب کنند تا در آنجا، شاهد یا مطلع خودش تصمیم بگیرد که شهادت می دهد یا از آن خودداری می کند. این تفاوت ظریف اما مهم، نشان دهنده احترام قانون به آزادی فردی و در عین حال، لزوم همکاری برای روشن شدن حقایق است. هدف از جلب شاهد یا مطلع، فراهم آوردن فرصت برای کشف حقیقت و کمک به قاضی در رسیدگی به پرونده است.

شرایط و مواد قانونی صدور دستور جلب شاهد یا مطلع

دستور جلب شاهد یا مطلع نیز مانند جلب متهم، شرایط قانونی خاص خود را دارد و تنها در صورتی صادر می شود که سایر روش ها به نتیجه نرسیده باشند. این شرایط در مواد مختلف قانون آیین دادرسی کیفری آمده است:

جلب در مرحله دادسرا

در مرحله تحقیقات مقدماتی (دادسرا)، بازپرس می تواند به تشخیص خود، یا به معرفی شاکی، یا به تقاضای متهم، یا حسب اعلام مقامات ذی ربط، شخصی را که حضور یا تحقیق از وی برای روشن شدن موضوع ضروری است، احضار کند (ماده ۲۰۴ قانون آیین دادرسی کیفری).

تبصره ۱ ماده ۲۰۴ قانون آیین دادرسی کیفری به روشنی بیان می کند که: «در صورتی که شاهد یا مطلع برای عدم حضور خود عذر موجهی نداشته باشد جلب می شود. اما در صورتی که عذر موجهی داشته باشد و بازپرس آن عذر را بپذیرد، مجدداً احضار و در صورت عدم حضور جلب می شود.» این یعنی ابتدا باید احضاریه به درستی به شاهد یا مطلع ابلاغ شده باشد و سپس عدم حضور او بدون عذر موجه، مبنای صدور دستور جلب قرار گیرد.

جلب در مرحله دادگاه

در مرحله رسیدگی در دادگاه نیز، شرایط مشابهی برای جلب شاهد یا مطلع وجود دارد. ماده ۳۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری تصریح می کند: «شاهد یا مطلع برای حضور در دادگاه احضار می شود. چنانچه شاهد یا مطلع بدون عذر موجه در جلسه دادگاه حاضر نشود و کشف حقیقت و احقاق حق، متوقف بر شهادت شاهد یا کسب اطلاع از مطلع باشد و یا جرم با امنیت و نظم عمومی مرتبط باشد، به دستور دادگاه در صورت وجود ضرورت حضور جلب می شود.»

بنابراین، تنها عدم حضور شاهد کافی نیست؛ بلکه ضرورت کشف حقیقت یا ارتباط جرم با نظم عمومی نیز باید برای دادگاه محرز باشد. تبصره این ماده نیز اشاره دارد که در احضاریه شاهد یا مطلع باید موضوع شهادت یا کسب اطلاع و نتیجه عدم حضور ذکر شود تا فرد از اهمیت حضور خود آگاه باشد.

نحوه تنظیم و ارائه درخواست جلب شاهد/مطلع به مرجع قضایی

برای درخواست جلب شاهد یا مطلع، شاکی یا وکیل او باید لایحه ای را به بازپرس یا دادگاه رسیدگی کننده به پرونده ارائه دهد. این لایحه باید حاوی اطلاعاتی باشد که ضرورت جلب را برای مقام قضایی روشن کند. در لایحه باید مشخصات کامل شاکی (یا وکیل)، مشخصات شاهد یا مطلع، شماره پرونده و دادنامه (در صورت وجود)، تاریخ و شماره احضاریه قبلی (اگر صادر شده باشد) و مهم تر از همه، دلایل و مستنداتی که نشان دهنده اهمیت حضور شاهد یا مطلع برای کشف حقیقت است، به تفصیل ذکر شود. تأکید بر اینکه بدون شهادت این شخص، گره از پرونده باز نمی شود یا حق احقاق نمی گردد، می تواند در تصمیم گیری قاضی مؤثر باشد.

نمونه دادخواست/درخواست جلب شاهد/مطلع

در ادامه، یک نمونه ساختاری از لایحه درخواست جلب شاهد/مطلع ارائه شده است. توجه داشته باشید که این یک الگوی کلی است و باید با توجه به جزئیات خاص هر پرونده تکمیل و تنظیم شود.

نمونه لایحه درخواست جلب شاهد/مطلع (کیفری)

بسمه تعالی

ریاست محترم شعبه [شماره شعبه] دادگاه کیفری دو [نام شهرستان/بخش] (یا بازپرسی دادسرای [نام شهرستان/بخش])

با سلام و احترام،

احتراماً به استحضار می رساند:

اینجانب [نام و نام خانوادگی شاکی/وکیل] فرزند [نام پدر] به شماره ملی [کد ملی]، به نشانی [آدرس کامل]، شاکی/وکیل شاکی پرونده کلاسه [شماره کلاسه پرونده] مطروحه در آن شعبه محترم هستم.

آقای/خانم [نام و نام خانوادگی شاهد/مطلع] فرزند [نام پدر شاهد/مطلع] به نشانی [آدرس شاهد/مطلع]، به عنوان شاهد/مطلع در این پرونده معرفی شده و طبق احضاریه شماره [شماره احضاریه] مورخ [تاریخ احضاریه] جهت ادای شهادت/اطلاع احضار گردیده است.

مع الاسف، نامبرده بدون ارائه عذر موجه، در وقت مقرر [تاریخ و ساعت مقرر] در آن مرجع محترم حاضر نگردیده است.

نظر به اینکه کشف حقیقت و احقاق حق در این پرونده، متوقف بر شهادت/اطلاعات ایشان است و بدون حضور و ادای شهادت وی، ابعاد مهمی از جرم [شرح مختصر اهمیت شهادت] همچنان مبهم باقی خواهد ماند،

لذا مستدعی است مطابق ماده ۳۲۰ (یا ماده ۲۰۴ تبصره ۱ در مرحله دادسرا) قانون آیین دادرسی کیفری، دستور جلب ایشان را به مأمورین محترم نیروی انتظامی [نام ناحیه یا کلانتری مربوطه] صادر فرمایید تا جهت ادای توضیحات و شهادت در این پرونده، حاضر شوند.

پیشاپیش از بذل توجه و دستورات مقتضی حضرتعالی کمال تشکر را دارم.

با احترام،

[نام و نام خانوادگی شاکی/وکیل]

تاریخ: [تاریخ]

امضاء:

حقوق و حمایت های قانونی برای شاهدان و مطلعان

نظام حقوقی ایران، علاوه بر اینکه حضور شاهدان و مطلعان را برای پیشبرد عدالت ضروری می داند، حمایت هایی را نیز برای آن ها در نظر گرفته است. یکی از مهم ترین نکات این است که به شخصی که به عنوان شاهد یا مطلع احضار شده است، تفهیم اتهام ممنوع است و اگر پس از تحقیق در مظان اتهام قرار گیرد، باید طبق مقررات و به عنوان متهم برای وقت دیگر احضار شود (ماده ۲۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری).

همچنین، در صورتی که بیم خطر جانی یا حیثیتی یا ضرر مالی برای شاهد یا مطلع و یا خانواده آنان وجود داشته باشد و استماع اظهاراتشان ضروری باشد، بازپرس می تواند تدابیر حمایتی از جمله عدم مواجهه حضوری، عدم افشای هویت و مشخصات خانوادگی، و استماع اظهارات در خارج از دادسرا با وسایل ارتباط از راه دور را اتخاذ کند (ماده ۲۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری). شاهدان و مطلعان حق دریافت هزینه ایاب و ذهاب و جبران ضرر و زیان ناشی از ترک شغل خود را نیز دارند که این هزینه ها بسته به شرایط از سوی شاکی یا قوه قضائیه پرداخت می شود (ماده ۲۱۵ قانون آیین دادرسی کیفری). این حمایت ها نشان می دهد که قانون گذار به نقش حیاتی این افراد در کشف حقیقت واقف است و می کوشد تا با فراهم آوردن شرایط امن و عادلانه، آن ها را به همکاری ترغیب کند.

جلب محکوم علیه در پرونده های حقوقی (اجرای احکام مالی): شرایط و نمونه لایحه

در دنیای حقوق، اجرای حکم قطعی دادگاه، آخرین مرحله و مهم ترین گام برای احقاق حق است. اما گاهی اوقات، با وجود صدور حکم قطعی، محکوم علیه (فردی که به پرداخت مالی یا انجام تعهدی محکوم شده است) از اجرای آن سرباز می زند. در اینجاست که «جلب محکوم علیه» به عنوان یک ابزار قانونی مهم وارد عمل می شود تا حقوق محکوم له (طلبکار) تضمین و عدالت به معنای واقعی کلمه اجرا شود. این نوع جلب، تفاوت های اساسی با جلب متهم یا شاهد در پرونده های کیفری دارد و قوانین خاص خود را می طلبد.

جلب محکوم علیه: ابزاری برای اجرای احکام مالی

جلب محکوم علیه در پرونده های حقوقی، برخلاف جلب در پرونده های کیفری، برای تضمین حضور فرد در مرحله تحقیقات یا دادرسی نیست، بلکه ابزاری است برای اجرای احکام قطعی مالی. این اقدام زمانی به کار گرفته می شود که تمامی مراحل قانونی برای وصول مطالبات از طریق شناسایی و توقیف اموال محکوم علیه به نتیجه نرسیده باشد و محکوم علیه نیز از پرداخت بدهی خود یا انجام تعهدات مالی سرباز زند. هدف اصلی از این جلب، نه مجازات، بلکه وادار کردن فرد به اجرای حکم دادگاه، به ویژه پرداخت بدهی های مالی مانند مهریه، دیه، خسارت یا سایر محکومیت های مالی است. مستند قانونی اصلی این نوع جلب، ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی است که به محکوم له اجازه می دهد در صورت عدم دسترسی به مال از محکوم علیه، درخواست جلب او را بکند.

شرایط قانونی صدور دستور جلب محکوم علیه

صدور دستور جلب محکوم علیه، یک اقدام قهری است که تنها در صورت احراز شرایط خاص قانونی صورت می گیرد:

  1. صدور حکم قطعی مالی و اجراییه: در ابتدا باید یک حکم قطعی مالی علیه فرد صادر شده و اجراییه مربوطه نیز از سوی دادگاه صادر شده باشد.
  2. گذشتن مهلت قانونی پرداخت و عدم شناسایی اموال: مهلت قانونی برای پرداخت محکوم به به پایان رسیده باشد و محکوم له نتوانسته باشد اموال قابل توقیفی از محکوم علیه برای اجرای حکم پیدا کند. به عبارت دیگر، مال معرفی شده برای توقیف، تکافوی محکوم به را ندهد.
  3. درخواست محکوم له (طلبکار): دستور جلب محکوم علیه خودبه خود صادر نمی شود و نیازمند درخواست کتبی محکوم له یا وکیل او از دادگاه صادرکننده اجراییه یا دادگاه اجرای احکام است.
  4. عدم اثبات اعسار یا عدم پرداخت اقساط: محکوم علیه یا باید اعسار (نداشتن توانایی مالی برای پرداخت بدهی) خود را ثابت نکرده باشد، یا اگر اعسارش ثابت شده و دادگاه حکم به تقسیط داده است، اقساط خود را به موقع پرداخت نکرده باشد. در صورت اثبات اعسار و تقسیط، تا زمانی که محکوم علیه اقساط را می پردازد، امکان جلب او وجود ندارد.

این شرایط تضمین می کنند که جلب محکوم علیه تنها به عنوان آخرین راهکار و در زمانی که سایر روش های قانونی به نتیجه نرسیده اند، مورد استفاده قرار گیرد.

نحوه تنظیم و ارائه لایحه درخواست جلب محکوم علیه

برای درخواست جلب محکوم علیه، محکوم له یا وکیل او باید لایحه ای به دادگاه صادرکننده اجراییه یا دادگاه اجرای احکام ارائه دهد. این لایحه باید با دقت و حاوی اطلاعات کلیدی باشد تا مقام قضایی بتواند در مورد صدور دستور جلب تصمیم گیری کند.

محتوای لازم در لایحه شامل:

  • مشخصات کامل محکوم له و محکوم علیه: شامل نام، نام خانوادگی، کد ملی و نشانی دقیق.
  • شماره پرونده و دادنامه: مشخصات کامل پرونده که حکم قطعی در آن صادر شده است.
  • شرح اقدامات انجام شده: ذکر اینکه اجراییه صادر شده، مهلت قانونی سپری شده، هیچ مال قابل توقیفی شناسایی نشده یا مال معرفی شده تکافوی بدهی را نمی دهد، و اینکه محکوم علیه از پرداخت بدهی خودداری کرده و اعسارش نیز ثابت نشده است (یا اقساط را پرداخت نکرده است).
  • درخواست جلب: صریحاً از دادگاه درخواست صدور دستور جلب محکوم علیه شود، مستند به ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی.

تنظیم دقیق این لایحه و ارائه مستندات کافی، نقش مهمی در پذیرش درخواست جلب توسط مقام قضایی دارد.

نمونه لایحه/درخواست جلب محکوم علیه در پرونده حقوقی

یک نمونه از لایحه درخواست جلب محکوم علیه در پرونده حقوقی که می تواند راهنمای متقاضیان باشد:

نمونه لایحه درخواست جلب محکوم علیه (حقوقی)

بسمه تعالی

ریاست محترم شعبه [شماره شعبه] دادگاه اجرای احکام حقوقی [نام شهرستان/بخش]

با سلام و احترام،

احتراماً به استحضار می رساند:

اینجانب [نام و نام خانوادگی محکوم له/وکیل] فرزند [نام پدر] به شماره ملی [کد ملی]، به نشانی [آدرس کامل]، محکوم له/وکیل محکوم له در پرونده اجرایی کلاسه [شماره کلاسه پرونده اجرایی] مطروحه در آن شعبه محترم هستم.

بر اساس دادنامه قطعی شماره [شماره دادنامه] مورخ [تاریخ دادنامه] صادره از شعبه [نام شعبه صادرکننده حکم]، آقای/خانم [نام و نام خانوادگی محکوم علیه] فرزند [نام پدر محکوم علیه] به نشانی [آدرس محکوم علیه]، به پرداخت مبلغ [مبلغ محکوم به] ریال (یا انجام تعهد [شرح تعهد]) در حق موکل/اینجانب محکوم گردیده اند.

با وجود صدور اجراییه به شماره [شماره اجراییه] مورخ [تاریخ اجراییه] و گذشت مهلت قانونی، نامبرده تاکنون از اجرای حکم و پرداخت محکوم به خودداری نموده است. کلیه اقدامات قانونی از جمله [ذکر اقدامات انجام شده، مثلاً اخطار اجرا، استعلام اموال، توقیف احتمالی اموال و عدم تکافوی آن] انجام شده، اما نتیجه ای برای وصول محکوم به حاصل نشده است.

همچنین، محکوم علیه اعسار خود را ثابت نکرده (یا با وجود حکم اعسار و تقسیط، از پرداخت اقساط ماهانه به مبلغ [مبلغ قسط] ریال برای [تعداد اقساط معوقه] ماه خودداری نموده است.)

لذا، با استناد به ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی، از محضر محترم جنابعالی استدعا دارد دستور جلب نامبرده را جهت اجرای حکم و احقاق حقوق موکل/اینجانب صادر فرمایید.

پیشاپیش از بذل توجه و دستورات مقتضی حضرتعالی کمال تشکر را دارم.

با احترام،

[نام و نام خانوادگی محکوم له/وکیل]

تاریخ: [تاریخ]

امضاء:

مدت زمان جلب و آزادی محکوم علیه

دستور جلب محکوم علیه تا زمانی که محکوم به (بدهی مالی) پرداخت شود یا محکوم علیه اعسار خود را ثابت کند و حکم تقسیط بگیرد، معتبر است. در صورتی که محکوم علیه پس از جلب، بدهی خود را پرداخت کند یا ترتیبات قانونی برای پرداخت (مانند ارائه وثیقه یا معرفی کفیل معتبر) فراهم شود، او بلافاصله آزاد خواهد شد. هدف از این جلب، تنها تضمین پرداخت بدهی است و نه حبس دائمی. بنابراین، با انجام تعهدات مالی، زمینه آزادی فرد فراهم می شود. این مکانیسم قانونی، توازن بین حقوق طلبکار و آزادی فردی بدهکار را برقرار می کند و از حبس های بی مورد جلوگیری می نماید.

نکات مهم پیرامون جلب دادگاه

فرآیند جلب در دادگاه، چه برای متهم، چه برای شاهد و چه برای محکوم علیه، با جزئیات و ظرایف حقوقی متعددی همراه است. درک این نکات مهم، می تواند به افراد کمک کند تا با آگاهی بیشتری در مسیر دادرسی گام بردارند و از حقوق خود دفاع کنند.

اهمیت مهر دادگستری و اصالت اسناد جلب

در نظام قضایی، اعتبار و رسمیت اسناد، نقشی حیاتی دارد. «مهر دادگستری» بر روی برگه های جلب، دادخواست ها و لوایح، نمادی از تأیید و قانونی بودن آن سند توسط مراجع قضایی است. این مهر، به همراه امضای مقام قضایی صادرکننده دستور، اصالت و صحت سند را تأیید می کند. زمانی که یک برگه جلب به فردی ارائه می شود، وجود مهر و امضای معتبر، نشان دهنده قانونی بودن آن است. هرگونه برگه جلب بدون این علائم یا با علائم نامعتبر، فاقد اعتبار قانونی است و افراد می توانند نسبت به آن اعتراض کنند. در زمان مواجهه با برگه جلب، همواره از اصالت آن اطمینان حاصل کنید و در صورت هرگونه تردید، از مراجع ذی صلاح یا وکیل خود استعلام نمایید.

تفاوت دقیق جلب، احضار و بازداشت

سه واژه «احضار»، «جلب» و «بازداشت» اغلب با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند، در حالی که هر یک معنا و کارکرد حقوقی متفاوتی دارند:

  1. احضار: اولین و ملایم ترین گام برای دعوت فرد به مراجع قضایی است. در احضاریه از فرد خواسته می شود که در زمان و مکان مشخصی حضور یابد. عدم حضور بدون عذر موجه در مرحله اول معمولاً منجر به جلب نمی شود و فرد برای بار دوم احضار خواهد شد.
  2. جلب: دستور دستگیری و انتقال اجباری فرد به مرجع قضایی است. جلب زمانی صادر می شود که فرد علی رغم احضار صحیح، بدون عذر موجه حاضر نشود یا در موارد استثنایی خاصی که قانون اجازه داده، مستقیماً صادر می شود. هدف از جلب، صرفاً حضور فرد برای انجام تحقیقات یا اجرای حکم است.
  3. بازداشت: سلب آزادی و نگهداری فرد در بازداشتگاه یا زندان برای مدت مشخص است. بازداشت ممکن است پس از جلب صورت گیرد (در مورد متهم)، اما خود جلب به معنای بازداشت طولانی مدت نیست. بازداشت معمولاً به صورت موقت و با دستور قضایی برای جلوگیری از فرار، تبانی یا تکرار جرم انجام می شود.

آیا دستور جلب تاریخ انقضا دارد؟

دستور جلب، به ویژه در مورد متهمان متواری، معمولاً دارای مدت اعتبار است. ماده ۱۸۴ قانون آیین دادرسی کیفری تصریح می کند که در صورتی که متواری بودن متهم به نظر بازپرس محرز باشد، برگه جلب با تعیین مدت اعتبار در اختیار ضابطان دادگستری قرار می گیرد تا هر جا متهم را یافتند، جلب و نزد بازپرس حاضر کنند. چنانچه جلب در مدت تعیین شده میسر نشود، ضابطان مکلفند علت عدم جلب متهم را گزارش کنند. این بدان معناست که دستور جلب برای همیشه اعتبار ندارد و پس از اتمام مدت تعیین شده، نیاز به تمدید یا صدور دستور جدید دارد. این موضوع هم به دلیل حفظ حقوق فردی و هم به دلیل جلوگیری از سوءاستفاده از دستورات قضایی است.

جلب سیار چیست و چه تفاوتی با جلب عادی دارد؟

«جلب سیار» اصطلاحی است که در عرف قضایی به دستور جلبی اطلاق می شود که برای متهمان یا محکوم علیه هایی صادر می گردد که محل اقامت یا تردد مشخص و ثابتی ندارند یا مدام در حال تغییر مکان هستند. در چنین مواردی، برگه جلب معمولاً به کلانتری ها و مراجع انتظامی در حوزه های قضایی مختلف ابلاغ می شود و آنها مسئولیت دارند در صورت مشاهده فرد، او را جلب و به مرجع صادرکننده دستور تحویل دهند. تفاوت اصلی آن با جلب عادی در این است که جلب عادی معمولاً به یک نشانی مشخص یا یک حوزه قضایی خاص محدود می شود، در حالی که جلب سیار دامنه وسیع تری از جستجو و دستگیری را در بر می گیرد. این نوع جلب برای افرادی است که تلاش می کنند از دست قانون فرار کنند و خود را مخفی نگه دارند.

امکان جلب در شب، ایام تعطیل و با زور

جلب متهم به استثنای موارد ضروری باید در روز به عمل آید و در همان روز تکلیف متهم تعیین شود (ماده ۱۸۳ قانون آیین دادرسی کیفری). تشخیص موارد ضرورت با توجه به اهمیت جرم، وضعیت متهم، کیفیت ارتکاب جرم و احتمال فرار متهم با نظر بازپرس است. بنابراین، جلب در شب یا ایام تعطیل تنها در موارد ضروری و با دستور صریح مقام قضایی امکان پذیر است.

در خصوص استفاده از زور، مأمور جلب ابتدا متهم را دعوت می کند که با او نزد بازپرس حاضر شود. چنانچه متهم امتناع کند، مأمور او را جلب و تحت الحفظ نزد بازپرس حاضر می نماید و در صورت نیاز می تواند از سایر مأموران کمک بخواهد (ماده ۱۸۲ قانون آیین دادرسی کیفری). این بدان معناست که مأموران حق دارند در صورت مقاومت فرد، به میزان لازم از زور استفاده کنند تا دستور جلب اجرا شود، اما این زور باید متناسب و در چارچوب قانون باشد. همچنین، در صورتی که متهم در منزل یا محل کار خود یا دیگری مخفی شده باشد، ضابطان باید حکم ورود به آن محل را از مقام قضایی اخذ کنند (تبصره ۳ ماده ۱۸۴ قانون آیین دادرسی کیفری). این تدابیر قانونی، هم به مأموران اجازه اجرای دستور را می دهد و هم از تجاوز بی رویه به حریم خصوصی افراد جلوگیری می کند.

چه کسانی تحت چه شرایطی از جلب مستثنی هستند؟

هرچند اصل بر حضور همه افراد در مراجع قضایی است، اما قانون گذار در برخی شرایط استثنائاتی را برای جلب قائل شده است. این موارد بیشتر به دلیل بیماری، کهولت سن یا موقعیت های خاص زندگی فرد است. ماده ۱۸۷ قانون آیین دادرسی کیفری بیان می کند: «هرگاه شخصی که دستور احضار یا جلب او داده شده به علت بیماری، کهولت سن یا معاذیری که بازپرس موجه تشخیص می دهد، نتواند نزد بازپرس حاضر شود، در صورت اهمیت و فوریت امر کیفری و امکان انجام تحقیقات، بازپرس نزد او می رود و تحقیقات لازم را به عمل می آورد.» این ماده نشان می دهد که در چنین شرایطی، به جای جلب فرد به مرجع قضایی، مقام قضایی به محل حضور فرد رفته و تحقیقات لازم را انجام می دهد. همچنین، نمایندگان سیاسی و دیپلماتیک خارجی و برخی مقامات رسمی تحت حمایت مصونیت قضایی، از جلب مستثنی هستند.

آیا برای درخواست جلب حتماً به وکیل نیاز داریم؟

درخواست جلب، چه برای متهم، چه شاهد و چه محکوم علیه، یک فرآیند حقوقی است که با پیچیدگی ها و نکات قانونی متعددی همراه است. هرچند از نظر قانونی، فرد شاکی یا محکوم له می تواند شخصاً اقدام به تنظیم و ارائه درخواست جلب کند، اما تجربه نشان داده است که حضور یک وکیل متخصص می تواند نتایج بسیار بهتری در پی داشته باشد.

وکیل با دانش حقوقی خود، می تواند:

  • بهترین راهکار حقوقی را برای درخواست جلب شناسایی کند.
  • لایحه یا دادخواست را به شکل صحیح و با استناد به مواد قانونی مناسب تنظیم کند.
  • پیگیری های لازم را در مراجع قضایی انجام دهد و از طولانی شدن روند جلوگیری کند.
  • حقوق موکل خود را در تمام مراحل تضمین نماید.

بنابراین، هرچند نیاز به وکیل الزامی نیست، اما توصیه اکید می شود که برای اطمینان از صحت و سرعت فرآیند و جلوگیری از اتلاف وقت و منابع، از مشاوره و کمک وکلای مجرب در این زمینه بهره مند شوید.

نتیجه گیری

در نظام حقوقی پیچیده کشورمان، مفهوم «جلب» به عنوان یک ابزار حیاتی برای تضمین اجرای عدالت و پیشبرد فرایندهای قضایی شناخته می شود. این دستور قانونی، که با تأیید و مهر دادگستری رسمیت می یابد، می تواند در سه حوزه اصلی – جلب متهم در پرونده های کیفری، جلب شاهد یا مطلع برای کشف حقیقت و جلب محکوم علیه برای اجرای احکام مالی – به کار گرفته شود. همان طور که در این مقاله به تفصیل بررسی شد، هر یک از این انواع جلب، دارای شرایط، مستندات قانونی و رویه های اجرایی خاص خود هستند که نیازمند دقت و آگاهی کامل از سوی افراد درگیر در پرونده است.

شناخت دقیق مواد قانونی مربوط به احضار و جلب، تفکیک میان جلب و بازداشت، آگاهی از حقوق متهمان، شاهدان و محکوم علیه ها و نیز درک اهمیت مهر دادگستری بر اصالت اسناد، از نکات کلیدی است که می تواند مسیر دادرسی را برای شما هموارتر سازد. پیچیدگی های حقوقی و لزوم تنظیم دقیق درخواست ها و لوایح، نشان دهنده اهمیت بهره گیری از مشاوره و همراهی متخصصان حقوقی است. برای اطمینان از اینکه حقوق شما به بهترین شکل ممکن پیگیری و احقاق می شود و با اطمینان از صحت و اعتبار اقدامات قانونی، پیشنهاد می شود که در تمامی مراحل مربوط به جلب، از مشاوره تخصصی وکلای مجرب در این زمینه بهره مند شوید. آنها می توانند راهنمای شما در این مسیر پرفراز و نشیب باشند.

منابع و قوانین مرتبط:

  • قانون آیین دادرسی کیفری (مواد ۱۶۸ تا ۱۸۹، ۲۰۴ تا ۲۱۶، ۳۲۰)
  • قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی (ماده ۳)
  • قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (اصل ۳۸)