مطابق ماده 113 قانون اساسی ، رئیس جمهور وظیفه اجرای قانون اساسی را بر عهده دارد و طبق ماده 121 وی باید از خودخواهی خودداری کند و وظایف خود را طبق قوانین قانون اساسی و کشور انجام دهد. کاهش ارزش پول ملی که مدیریت زندگی روزمره را برای افراد دشوار کرده است ، نمونه بارز سوء مدیریت دولت و عدم اجرای قانون اساسی است. ماده 135 (ب) قانون بودجه و بانکداری ملی ، 1351 ، مقرر می دارد:

“هدف بانک مرکزی ایران حفظ ارزش ترازنامه پول و پرداخت و تسهیل تجارت و رشد اقتصادی است.”
اگرچه رئیس بانک مرکزی باید ارزش و اعتبار پول ملی کشور را حفظ کند ، اما با استقلال کامل و تصمیمات سرنوشت ساز ، حفظ قدرت خرید ارز ملی نتیجه مدیریت اقتصادی و حاکمیت قانون کشور است. بنابراین تجربه ، چه در ایران و چه در کشورهای خارجی ، نشان داده است که دولتهایی که از قوانین و مقررات پیروی می کنند ، توانسته اند ارزش پولی ملی خود را حفظ کنند. اما وقتی دولت ها قانون را زیر پا می گذارند ، به همراه فجایعی که ایجاد می کند ، ارزش پول ملی کاهش می یابد. روشهای دستوری برای حفظ ارزش پول ملی نمی توانند راه حلهای مؤثر برای جلوگیری از افزایش قیمت کالاها ، خدمات و نیازهای عمومی باشند. استفاده از روشهای کیفری و برخورداری از پوشش بالا و قیمتها نیز نتایج گریزی را به دنبال دارد و روشهای موثری برای تثبیت قیمتها و تعادل درآمدی و هزینه شهروندان نیست.
یکی از فاجعه بارترین تخلفات دولت ها در چهار دهه گذشته وام های غیرقانونی بوده است. این روشها در زمان پادشاهان قاجار معمول بود و بنابراین با پیروزی نهضت مشروطه ، اولین مجلس ملی که تصویب اصلاح قانون اساسی را تأکید کرد ، بر ماده 25 تأکید کرد:
“وام های دولتی ، در هر صورت ، با دانش و تأیید مجلس شورای ملی از داخل و خارج از کشور می آید.”
این اصل زمینه را برای دولت در سالهای پس از مشروطیت فراهم كرد تا جلوی فروپاشی سرمایه ملی را بگیرد. بنابراین ، در دوره 20 ساله رضاشاه ، نظم و انضباط مالی در کشور برقرار شد ، تورم به صفر کاهش یافت و ارزش پول ملی حفظ شد. در همین رابطه ، ماده 80 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تأکید کرد:
“اگر دولت وام یا کمکهای مالی را دریافت و تأمین کند ، باید توسط شورای مشورتی اسلامی تصویب شود.”
ماده 52 قانون اساسی تصریح می کند که بودجه سالانه کل کشور باید با قانون تنظیم و به مجلس ارسال و تصویب شود ، بودجه سالانه فقط می تواند شامل درآمد و هزینه های دولت در سال مالی باشد ، اما دولت ها قانون را نقض می کنند. و با نقض الزام ماده 80 قانون اساسی ، انواع وام ها را در مقابل مقالات و یادداشت ها در لایحه بودجه قرار می دهند و از آنجا که نمایندگان واقعی مردم وارد مجلس نمی شوند ، این وام ها را در پیش نویس قانون پوشش می دهند. به عنوان مثال ، در مقالاتی که در تاریخ 27 مه 2016 نوشتم ، “بودجه مصوب در سال 2016” ضد قانون اساسی است ، بخشی از آن مربوط به ارقام نجومی وام های دولتی در این یادداشت های بودجه است و موارد زیر را شامل می شود:
– در بند “ج” اولین تبصره ، وزارت نفت مجاز به صدور 50 میلیارد اوراق بهادار ارزی و سهام عدالت است.
– در تبصره 3 ، دولت مجاز به حذف 200 میلیون دلار از صندوق توسعه ملی و در حقیقت از خزانه داری کشور است.
– در تبصره 5 به بند “الف” ، اوراق مشاركت شركتهاي تابعه اداره كل نيرو ، نفت ، راه و شهرسازي ، دفاع و كمك نيروهاي مسلح ، ارتباطات و فن آوري مجاز به صدور 100 ميليارد تريليون مي باشد.
– در بند “ب” این تبصره ، دولت برای مشارکت در 50 میلیارد اتهام وثیقه اعطا شده است.
– نامه “د” این یادداشت به شهرداری ها و اشخاص متصل به آنها. 70 میلیارد ریال برای تهیه اوراق مشارکت و آب میوه های اسلامی مصوب شده است.
– در بند “3” همان یادداشت ، دولت اجازه انتشار اسناد گنجینه اسلامی را تا 75 میلیارد کارخانه صادر کرده است.
این موارد و آمار سنگین وام در بندهای بودجه دولت 2016 همه تخلف از ماده 80 قانون اساسی است. در حقیقت ، دولت باید هنگام گرفتن وام روی لایحه مستقلی باشد و دلایل توجیه و مصرف و نحوه بازپرداخت آن باید با تأیید نمایندگان مجلس و ملت تصویب شود. بنابراین غیرقانونی است که ارقام سنگین این وامها را در لایحه بودجه درج کنید. اما همین روند هر سال دنبال می شود و در بودجه سال 1399 به اوج خود رسیده است. البته این لایحه در مجلس تصویب شد ، اما دولت با رعایت قانون ، متوسل به روشهای اجرای لایحه رد شده ، که جدی ترین تخلف ماده 52 قانون اساسی است ، می باشد.
مرکز تحقیقات مجلس از کسری بودجه 1399 میلیارد یورو 131 میلیارد تومانی خبر داد و افزود: احتمالاً این کسری بودجه ناشی از ایجاد بدهی با بانک مرکزی یا استفاده از ذخایر ارزی بانک مرکزی است. در همین مرکز نسبت به عواقب جدی کسری بودجه سال 1399 که از بانک مرکزی قرض گرفته شده و برداشت صندوق توسعه ملی هشدار داده شده است (آژانس میراث ، 10/8/2013).
در همین راستا ، از سال 1399 ، صحبت از مقامات دولتی مبنی بر فروش “اوراق مالی” ، “اوراق بدهی” ، “اوراق بهادار خزانه” یا “اوراق مشارکت” ، همه براساس وام های دولتی و ماده 80 است. بند 8 (الف) قانون پول و بانکی کشور که مصوب 1351 تصویب شده است ، نیاز به تصویب مجلس دارد و دولت نمی تواند صدور چنین اوراق را که باعث افزایش نقدینگی ، تورم و کاهش ارزش پول ملی است ، افشا کند.
در هر صورت ، دولت با کسری بودجه زیاد ، مجبور است سرمایه ملی را در زمینه یارانه ، حقوق صاحبان سهام ، پایداری ، افزایش قیمت بنزین و پروژه هایی از این دست هدر دهد که بدون تصویب مجلس تصمیم گیری و اجرا می شود. تضمین موجودی درآمد و هزینه های دولت و پاسداری از ارزش پول ملی بر عهده بانک مرکزی و دولت است. با این حال ، براساس روزنامه اترلا ، در تاریخ 13 ژوئن سال 1999 ، وزیر نیرو اعلام کرد که تا سال آینده بیش از 50 سد راه اندازی می شوند. اما بودجه اجرای این سدها یا به اصطلاح پروژههای عمرانی ، طبق ماده 1 (3) قانون برنامه و بودجه 1351 و سازمان حفاظت از محیط زیست و هرگونه برنامه توسعه برگرفته از ماده 50 قانون اساسی در مجلس تصویب نشده است. وی اضافه كرد: “سدهای جدید براساس سیل های اخیر اشتباه هستند” ، وی اضافه كرد: “سدهای بیش از حد باعث خسارت محیطی شده است” (مجله اطلاعات ، 23 مه). و 23 آگوست 1398).
از سوی دیگر ، با کاهش ارزش پول ملی و افزایش قیمت کالاها و فشار شدید روزانه از سوی مردم ، اجاره ملک مسکونی به شدت افزایش یافته است ، و دولت روحانی و وزیر راه و شهرسازی در تلاشند تا ارزش ارز دولتی را کاهش دهند. نگهداری مداوم اجاره املاک و مستغلات در حومه شهرهای بزرگ به ویژه در تهران ، احیای بناها و ساخت و سازها مغایر با اصول برنامه ریزی شهری و ریختن بخش بزرگی از سپرده های بانکی مردم در پای این سازندگان و راه اندازی چوب به اراضی شهری است. ایجاد کشور و افزایش جمعیت خطرناک شهرها و بحران آب ضروری است. این تصمیمات بیشتر ارزش پول ملی را کاهش داده و برخلاف لفاظی روزانه مقامات دولتی ، باعث می شود سرمایه ملی در دسترس تولید و صنعت نباشد و در نتیجه بیکاری جوانان ، وابستگی و جنایت گسترده و شورشی و غیره به وجود آید. این امنیت ملی کشور را به خطر نمی اندازد. این روش های مخرب حاکم بر کشور مطمئناً ، تحت سوگند رئیس جمهور جمهوری به موجب ماده 121 قانون اساسی ، “من می توانم قدرتی را که ملت به من به عنوان اطمینان مقدس به من داده است ، حفظ کنم تا امنیت الهی و ایثار را فدا کنم و آن را به ملت منتخب واگذار کنم.” آنها ناسازگار هستند.
* استاد ، دانشکده حقوق ، دانشگاه شهید بهشتی
21627